از کوئینگ تا ببلینگ؛ نقشه راه بیولوژیک نوزاد برای یادگیری زبان دوم
بسیاری از والدین تصور میکنند یادگیری زبان زمانی آغاز میشود که کودک اولین کلمه را به زبان میآورد. اما از نظر علمی، یادگیری زبان ماهها پیش از کلمه، در مراحل کوئینگ (Cooing) و ببلینگ (Babbling) پیریزی میشود. در این مقاله، این دو مرحله حیاتی را از منظر روانزبانشناسی بررسی میکنیم و نقش آنها را در پرورش کودک دوزبانه تحلیل خواهیم کرد.
۱. کوئینگ (Cooing)؛ اولین سمفونی واکهها
مرحله کوئینگ که معمولاً از ۲ تا ۴ ماهگی آغاز میشود، اولین تلاش نوزاد برای تولید آواهای ارادی است. در این مرحله، نوزاد صداهای کشیده و واکهمحور (Vowel-like sounds) مانند «آ»، «او» و «اِ» تولید میکند.
تحلیل علمی: کوئینگ نشاندهنده کنترل نوزاد بر عضلات حنجره و دیافراگم است. این مرحله کاملاً بیولوژیک بوده و حتی در نوزادان ناشنوا نیز دیده میشود، که نشان میدهد پتانسیل تولید صوت در انسان یک ویژگی ذاتی (Innate) است.
ارتباط با دوزبانگی: کوئینگ وابسته به زبان خاصی نیست. بنابراین، مواجهه نوزاد با موسیقی یا گفتار زبان دوم در این مرحله، سیستم شنوایی او را برای تشخیص فرکانسهای متنوعتر آماده میکند بدون آنکه تداخلی در رشد زبان مادری ایجاد شود.
۲. ببلینگ (Babbling)؛ کارگاه هجاسازی و مهندسی گفتار
از حدود ۶ تا ۱۰ ماهگی، نوزاد وارد مرحله پیچیدهتری به نام ببلینگ یا «تکرار هجاهای زنجیرهای» میشود. صداهایی مانند «با-با»، «ما-ما» یا «دا-دا» در این ردیف قرار میگیرند.
تفاوت ببلینگ در نوزادان دوزبانه:
پژوهشها نشان میدهند نوزادانی که در معرض دو زبان هستند، در مرحله ببلینگ:
تنوع آوایی (Phonetic Diversity): طیف گستردهتری از صداها را آزمایش میکنند.
تمایز واجشناختی: مغز آنها به سرعت یاد میگیرد که کدام صداها مربوط به سیستم A و کدام مربوط به سیستم B است.
انعطافپذیری شناختی: این نوزادان توانایی بالاتری در جابهجایی بین الگوهای صوتی متفاوت (Switching) نشان میدهند که ریشه در Executive Control یا همان سیستم کنترل اجرایی مغز دارد.
۳. فرضیه دوران حساس (Critical Period Hypothesis)
دوران حساس یادگیری زبان از تولد تا پیش از بلوغ، زمانی است که مغز دارای بیشترین میزان نوروپلاستیستی (Neuroplasticity) است. در این بازه، یادگیری زبان نه از طریق «آموزش» (Learning) بلکه از طریق «اکتساب» (Acquisition) رخ میدهد.
اگر زبان دوم در این دوران طلایی ارائه شود:
بدون لهجه: کودک سیستم واجی را در سطح بومی (Native-like) جذب میکند.
درک شهودی: گرامر زبان دوم بدون نیاز به فرمول، به صورت شهودی در شبکه عصبی ثبت میشود.
۴. نقش تعاملی والدین در تقویت ببلینگ و کوئینگ
تعامل والد-کودک که در اصطلاح علمی Child-Directed Speech یا "زبان مادرانه" نامیده میشود، سوخت اصلی موتور زبانی نوزاد است.
پاسخگویی احتمالی (Contingent Responsivity): وقتی نوزاد صدایی تولید میکند و شما با لبخند و تکرار آن پاسخ میدهید، مسیرهای عصبی مربوط به ارتباطات اجتماعی را تقویت میکنید.
محیط غنی صوتی: برای پرورش کودک دوزبانه، پخش پادکستها یا قصههای صوتی با لهجه استاندارد در محیط خانه، «نقشه صوتی» مغز کودک را گسترش میدهد.
تأیید، نه تصحیح: در این مراحل، هدف فقط تشویق نوزاد به تولید صوت است. هرگونه فشار یا تصحیح مستقیم میتواند منجر به اضطراب زبانی شود.
جمعبندی علمی
مراحل Cooing و Babbling صرفاً صداهای تصادفی نیستند، بلکه تمرینات جدی مغز برای ورود به دنیای ارتباطات هستند. در نوزادانی که در معرض زبان دوم قرار دارند، این مراحل به بستری برای افزایش هوش زبانی و انعطافپذیری ذهنی تبدیل میشوند. با ایجاد یک محیط طبیعی و غنی، شما به فرزندتان کمک میکنید تا از معماری شگفتانگیز مغز خود در دوران حساس زبانآموزی بیشترین بهره را ببرد.