مقدمه: افسانه زبان های سخت و آسان
بسیاری از والدین تصور می کنند اگر زبانی مانند چینی، آلمانی یا عربی از نظر بزرگسالان «سخت» به نظر می رسد، پس یادگیری آن برای کودک هم چالش برانگیز خواهد بود. این تصور باعث می شود برخی والدین از قرار دادن کودک در معرض زبان های خاص خودداری کنند. اما علم زبان شناسی رشد (Developmental Linguistics) پاسخ کاملا متفاوتی به این ابهام می دهد.
۱. مغز کودک و مفهوم سختی زبان
در دنیای بزرگسالان، سختی یک زبان بر اساس میزان تفاوت آن با زبان مادری سنجیده می شود. اما برای کودکی که در دوران حساس (Critical Period) قرار دارد، زبان مادری هنوز شکل نگرفته است که بخواهد معیار سنجش باشد.
انعطاف پذیری عصبی (Neuroplasticity): مغز کودک زیر ۷ سال، برای جذب هرگونه الگوی صوتی و دستوری آمادگی کامل دارد.
حذف فیلتر ترجمه: برخلاف بزرگسالان که سعی می کنند زبان جدید را به زبان اول ترجمه کنند، کودک زبان را مستقیما اکتساب می کند. برای مغز نوزاد، یادگیری پیچیده ترین گرامرهای زبان روسی با یادگیری زبان فارسی هیچ تفاوتی ندارد.
۲. آیا کودکان در زبان های سخت، دیرتر به حرف می آیند؟
پژوهش های گسترده ای بر روی کودکانی با زبان های مادری مختلف انجام شده است. نتایج نشان می دهد که زمان بندی مراحل رشد زبان (مانند قان و قون کردن، تک کلمه ای و جملات دو کلمه ای) در تمام زبان ها تقریباً یکسان است.
بررسی آماری:
نکته علمی: مغز کودک به طور هوشمندانه ابتدا «هسته اصلی» زبان را جذب می کند و سپس به سراغ جزئیات می رود. این فرایند در همه زبان ها با سرعتی مشابه رخ می دهد.
۳. نقش «ورودی قابل فهم» در دوران حساس
تنها عاملی که باعث می شود یادگیری یک زبان برای کودک «سخت» یا «دیر» به نظر برسد، میزان و کیفیت در معرض قرار گرفتن (Exposure) است، نه ماهیت خودِ زبان.
اگر کودک به اندازه کافی صداها و جملات زبان دوم را نشنود، فرایند اکتساب کند می شود.
فرضیه دوره حساس: در این دوره، مغز کودک مانند یک اسفنج، الگوهای آماری زبان را استخراج می کند. برای این اسفنج، فرقی نمی کند الگوها مربوط به یک زبان ساده باشند یا زبانی با گرامر فوق پیچیده.
۴. چرا بزرگسالان اشتباه می کنند؟
ما بزرگسالان به این دلیل زبان ها را سخت می بینیم که:
قواعد را حفظ می کنیم: کودک قواعد را «کشف» می کند.
ترس از اشتباه داریم: کودک بدون قضاوت فقط ارتباط برقرار می کند.
تفاوت های ساختاری: برای یک فارسی زبان، آلمانی سخت است چون ساختار متفاوتی دارد، اما برای نوزادی که هنوز هیچ زبانی بلد نیست، آلمانی و فارسی هر دو «اولین اطلاعات ورودی» هستند.
۵. نتیجه گیری: فرصت را از کودک نگیرید
سختی یک زبان یک مفهوم نسبی برای بزرگسالان است. اگر کودکی در دوران حساس زبان آموزی (به ویژه زیر ۶ سال) به صورت غیرمستقیم و بدون فشار در معرض زبانی قرار بگیرد، آن زبان را با همان سرعتی یاد می گیرد که زبان مادری را فرا گرفته است.
کودکانی که در معرض زبان های به اصطلاح سخت قرار دارند، نه تنها دیرتر به حرف نمی آیند، بلکه انعطاف پذیری شناختی بالاتری در آینده پیدا می کنند.
توصیه نهایی: هیچ زبانی برای مغز آماده و مشتاق کودک «سخت» نیست. تنها وظیفه ما، فراهم کردن محیطی غنی از منابع صوتی و تصویری استاندارد و حذف استرس و سوال و جواب از دنیای کودک است.